سیاره سکوت !

انتظار زیادی از من نداشته باشین ، چون انتظار زیادی ازتون ندارم ! :)

فینال !
نویسنده : چمران محبی - ساعت ۳:٠۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٢/۳٠
 


 
 
این قافله عمر عجب میگذرد
نویسنده : چمران محبی - ساعت ٢:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٢/۳٠
 

آقا چقدر زود گذشت ... کی خرداد شد ؟ باز خرداد اومد و تولد من شد و شما ها میخواین زحمت بکشین کادو بدین و ای بابا شرمندم نکنین دیگه نیشخند پیشاپیش تشکر میکنم از همه شما زبان

پی نوشت 1 :  ... دیشب یه  صفحه ای تو فیس بوک یه مطلب جدیدی گذاشت .... کسی که اولین کامنت رو گذاشته بود نوشت : 

وای ... من اولین باره که بعنوان نفر اول کامنت میزارم .... همین جا جا داره از چدر و مادر و دوستانم تشکر کنم که منو در این راه حمایت کردن  خنده خنده قهقهه

پی نوشت 2 : 

از صفحه فیس بوک استاد اسرافیل شیرچی


 
 
گشت و گذار !
نویسنده : چمران محبی - ساعت ٧:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٢/٢٤
 

دوشنبه رفتیم تهران ... به امید یه نمایشگاه کتاب خوب ... اما نه ، اون چیزی نبود که انتظارشو داشتم ... هر سال بدتر از پارسال ... واقعا متاسفم ! البته کتاب خریدم ... یه سری جدید آگاتا کریستی ، چند تا روانشناسی ، چند تا هم جامعه شناسی ، و چند تا متفرقه . کتاب جدید ساراماگو ( بینایی ) رو هم گرفتم .

درسته که نمایگاه کتاب زیاد خوشحالم نکرد اما بطور اتفاقی و بهمراه یکی از اقوام که برای یه پانل تخصصی تو برج میلاد دعوت شده بود ، رفتیم برج میلاد ... البته طبقه های زیرزمین ، پانل شعور ! دکتر مسعود ناصری ! ببینین :

بازم توضیح میخواد ؟ شرح کامل در فرصتی دیگر  ... هنوز احساس له شدگی دارم از دیدن این همه علم و دانش و تواضع ! 

جمعه هم رفتیم استادیو آزادی و بازی استقلال و نفت تهران رو دیدیم ... خوب بود ، من که بار اولم بود خیلی لذت بردم ، البته از فوتبال ، چون جو خیلی بدی داشت !


 
 
شرمنده
نویسنده : چمران محبی - ساعت ٤:۱۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٢/٢۳
 

شرمنده ... چند روزی نبودم ... بزودی شرح کامل سفر رو براتون میگم ... از نمایشگاه کتاب و پانل عمومی میلاد نور و  ورزشگاه آزادی ... برمیگردم نیشخند


 
 
لعنت !
نویسنده : چمران محبی - ساعت ۱:٠٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٢/۱٥
 

لعنت به این شانس ... امروز یعنی امشب تمرین داشتیم ... یعنی نرمش و فوتبال دوستانه .... از ساعت 9:30 تا 11 ... همین که گروه قبلی ساعت 9:287 دقیقه از زمین اومدن بیرون و ما میخواستیم بریم تو زمین برق رفت .... لعنت به این شانس من ... بخدا خیلی بد شانسم ... این چندمین بدشانسی من تو این چند روز بود آخ


 
 
رخداد
نویسنده : چمران محبی - ساعت ۸:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٢/۱٢
 

چند روزیه پام به کلانتری و دادگاه و پزشک قانونی و این حرفا باز شده ... یه گرفتاری برای یکی از اقوام پیش اومده ؛ تازه درک میکنم که سلامتی و آزادی چقدر خوبه ... مردم چه گرفتاری هایی دارن بخدا ناراحت


 
 
خبر ویژه !
نویسنده : چمران محبی - ساعت ٥:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٢/۸
 

این عکس رو لحظاتی قبل برام فرستادن ... بعد از بازی با بایرن مونیخ این عکس گرفته شده :

قابل توجه یهدا خانمشیطان خنده


 
 
viva bayern
نویسنده : چمران محبی - ساعت ۱:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٢/٧
 

به همه بایرنی ها تبریک میگم ... خدا رو شکر ... خیلی خوشحالم که بایرن حق رئال رو کف دستش گذاشت ... هرچند پنالتی رئال ، پنالتی نبود و داور اشتباه کرد ، هر چند گومز چند تا فرصت صد در صد رو از دست داد و میشد تو 90 دقیقه رئال رو برد ، اما خدا رو شکر آخر بازی ، این ما بودیم که برنده شدیم و رو سیاهی به ذغال موند  خنده خنده شیطان

و اینم ضربه پنالتی رونالدو  (سبز) که بنده خدا ضایع شد :


 
 
← صفحه بعد